تبليغاتX
☀ ɱɑɧɣɑʀ ★

☀ ɱɑɧɣɑʀ ★

دل دیوونه

مَرد! سَرِتُ بالا بگیر

بازی تموم شد. 
تا فردا؛ یا نهایت تا پس فردا درموردش حرف می زنند و میره تا سال بعد 
برای من چیزی که مث فینال 99 میمونه؛ لرزش دستای یه مرده. 
مردی که با دستای خالی تیمی معمولی رو تا اینجا آورد و همیشه عزت نفس و تلاشش برای من افسانه بود؛ امشب لرزید. 
لرزش دستش لرزش دل من بود 


من کنارتم هنوز

---------------------------

پ.ن : اینجا نوشتم چون حس کردم میمونه به یادگاری

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم خرداد 1390ساعت 3:12  توسط ʁɐʎɥɐɰ  | 

...

...
...
نبینم این دم آخر تو چشمات غصه میشینه ... هم اشکاتو میبوسم می دونم قسمتم اینه
...
...
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم بهمن 1389ساعت 1:13  توسط ʁɐʎɥɐɰ  | 

دمت گرم رفیق!!!

دمِ همه کسایی که واسه من میان، نه واسه کامنت تبلیغی ...
+ نوشته شده در  شنبه نهم بهمن 1389ساعت 0:59  توسط ʁɐʎɥɐɰ  | 

تلاش بی فایده

واسه همه پیش اومده حتما واسه یه کاری کلی وقت بذاری و به نتیجه ای که دوس داری نرسی.

خب تا اینجا یه فرآیند طبیعیه؛ خب از اینجا به بعد چی ؟

خیلی از ما بی خیال موضوع می شیم و فراموش می کنیم. خیلی هامون کار رو گردن کس دیگه ای می ندازیم و به اسم خودمون تموم می کنیم. یه عده هم سریش می شیم و باز تلاش می کنیم.

می پرسی خب که چی ؟؟؟

امروز 3-4 ساعتی وقت گذاشتم تا یه پلاگین برای وبلاگ بسازم که بتونیم مطالب رو تو سایت های دیگه هم پست کنیم . نشد ...

خب هنوز اونطور که باید و شاید با اکشن اسکریت و ... آشنا نشدم و ثمره ی تلاش بی نتیجه ی امروز ما شد اینکه مهیار ، هنوز خیلی چیزها هست که یاد نگرفتی !

+ نوشته شده در  جمعه هشتم بهمن 1389ساعت 5:25  توسط ʁɐʎɥɐɰ  | 

راننده ی عزیز

ممنون که کیف پولم رو که تو ماشینت جا مونده بود به حراست دانشگاه تحویل دادی؛ ولی هر چی فکر می کنم نمی فهمم اون 7-8 تومنی که بی اجازه از کیفم به عنوان مژدگانی برداشتی واسه چی بود !!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم بهمن 1389ساعت 22:28  توسط ʁɐʎɥɐɰ  | 

مملکته داریم ؟

نمره کارگاه عمومی اومده؛ نمره دخترا 2.5 نمره از پسرها بیشتر شده !!!!

یعنی دخترا این دروه زمونه فقط به درد کارگری و کار تو معدن و جوشکاری می خورن. 

پسرها هم برن سبزی پاک کنن با این نمره هاشون !!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم بهمن 1389ساعت 19:29  توسط ʁɐʎɥɐɰ  | 

می نویسم پس هستم

شرمنده ی اون دوستایی ام که تو گوگل انواع و اقسام کلمات مربوط به برنامه نویسی رو سرچ می کنن و به وبلاگ من می رسن.

نمی دونم تو این یه مدتی که وبلاگ نیومدم چند نفر به امید من و این که چیز جدیدی یاد بگیرند اومدن و نا امید برگشتن.

تو این مدت سرگرم راه اندازی سایت گروه و انجمن و ... بودیم و در حال حاضر کلی مطلب برنامه نویسی آماده دارم . سعی می کنم به فراخور زمان مطالب رو منتشر کنم؛ تا از خجالت این دوستان هم در بیام.


پ.ن : شده یه فازی بگیردتون، ولتون نکنه ؟! الان این طوری ام. حوصله حرف زدن ندارم چند وقتیه. فقط تایپ!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم بهمن 1389ساعت 2:53  توسط ʁɐʎɥɐɰ  | 

یعنی ...

یعنی خودمو می کشم !!!

برادر من ... خواهر من ... عزیز من ... 

آخه به قیافه بلاگ من میاد خوب باشه !!!!!!!! که می آی الکی تعریف می کنه .

نه ؛ می خوام بدونم از چی تعریف می کنی . کجاش خوبه ؟؟؟؟؟

کم چرت و پرت بگو ؛ حرفی داری مث بچه آدم لطفاً 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم بهمن 1389ساعت 0:22  توسط ʁɐʎɥɐɰ  | 

فردا !!! ... کی میاد ؟!!

فردا 2 تا امتحان دارم.

باید برنامه ریزی کنم.

سر جمع یه چی حدود 800 صفحه باس بخوونم.

الان ساعت 2ه و تا 12 ؛ 10 ساعت وقت دارم. اگر 3 ساعت رو به نت و 1 ساعت رو به امور شخصی :پی اختصاص بدم؛ می مونه 6 ساعت.

به عبارتی باید تو هر دقیقه دو صفحه و خورده ای بخوونم.

خب برنامه رو از همین الان شروع می کنم. فعلا که 3 ساعت وقت دارم تو نت باشم.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم بهمن 1389ساعت 14:8  توسط ʁɐʎɥɐɰ  | 

تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی

همه چی توسط ایرانی ها ابداع و اختراع و کشف شده مگر اینه که خلافش ثابت بشه

پ.ن: هر کی خلافش رو بخواد ثابت کنه عامل بیگانه است

پ.ن: نمی دونم تو برگه امتحانی چی بنویسم.
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم بهمن 1389ساعت 0:36  توسط ʁɐʎɥɐɰ  |